و باز مولودی دیگر ...
فرزند عزیزترین و قدیمی ترین دوستم به دنیا آمد بی صبرانه مشتاق دیدنش هستم .چه تابستان پرخیر و برکتی بود امسال .بازهم جمع شدن دوستان دور هم به بهانه ی شکوفه ی گلی دیگر.
گذر عمر چه زیباست فصل به فصل میگذرد و ما حیرت زده به گذران عمر .....
تابستان هم تمام شد و من اندر خم یک کوچه به فردایی بهتر نظر دارم .فردایی که بسیاری از وقایع آن دست من نیست و در بروز آن نقشی ندارم.....به امید یک هوای تازه تر!!!!
روزی هزار بار دلت را شکسته ام/غزال...ما را در سایت روزی هزار بار دلت را شکسته ام/غزال دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 303