خیلی دوستش دارم وبهش احتیاج دارم ولی تازگیها ازم گریزون شده.خوابو میگم امشب هم خواب از چشمم پریده نمیدونم به خاطر فشار کاری این روزها هست یا نسکافه ای که خوردم.تکرار مکررات دیگه دارو هم بهش جواب نمیده آخرش نمیدونم چی میشه ولی فکر کنم تو این کار تا ما دیوونه نشیم این طرح به قوت خودش باقیه...اینم تقدیر روزگاره که نمیدونم درستش چیه مادچار اابن کار شدیم یا کار دچار ما شده.راضیم به رضای خدا که هیچ چیز بی حکمت نیست ولی روز به روز وضعیت بدتر میشه به خصوص حالا که چالشهایی هم پیش اومده .هر کار میکنم سردرد و بی خوابی دلش نمیخاد دست از سرم برداره! جای شکرش باقیه که این گوشیهای اندروید یه جاهایی به درد میخوره ...تا الان 5باره که اومدم تو گوشیم و یه چرخی میزن بلکه چشمهام خسته بشه و خوابم بگیره.ولی دریغ از سر سوزنی خواب .کم کم باید به جرگه ی جغدها بپیوندم.دیروز رفته بودم ادارمون تو یکی از اتاقها کار داشتم کمی منتظر بودم واقعاخوش به حال بعضی از کارمندها دوتا بودم یکیشون که تو این نیم ساعت داشت با حاج خانم و حاج آقا صحبت میکرد و از مراسم عروسی و لباس چی بپوشن و جمیله خانم چه جورن و....صحبت میکرد کارمند دیگه هم داشت به این یکی میخندید و مسخره میکرد .خیلی درد به دلم شد گفتم اینها کارمندند و ما هم کارمند ما تو این 8ساعت کاری به اندازه یه لحظه بلند شدن برا خوردن آب فرصت نداریم و اینها هم نشستن خاله زنک بازی!!!...تو دلم به رییس دانشگاه که این آش رو برا من پخته بود دری وری گفتم که نمیتونست بعد از این همه پایمال شدن حقم کار بهتری برام در نظر میگرفت .از قضا توی آسانسور که رفتم یک دفعه حلال زاده آمد جلوم ایستاد دلم میخاست خفش کنم ولی چهره ی معصومش رو که میبینم پشیمون میشم جالبه که وقتی وارد شد و سلام کرد زبانم باز موندکه جواب سلامش رو بدم و وقتی گفت کلید طبقه 7رو بزنید ببشتر خجالت کشیدم ولی هی چشم غرش میرفتم از درد دلم.بعدش به خودم خندیدم که کم کم دارم خل و چل هم میشم فکر کنم از اثر این بی خوابیها باشه!!!!خدا از سر مسئولمون هم بگذره که نامه درخواست جابجاییم رو جواب نمیده و میگه نمیزارم بری.حقم دارن هیچکس کارمند نمونه و کاری رو از دست نمیده بعضی وقتها میخام که درست کار نکنم بلکه ردم کنند برم ولی وجدانم نمیزاره.... روزی هزار بار دلت را شکسته ام/غزال...
ما را در سایت روزی هزار بار دلت را شکسته ام/غزال دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 3:08